به یاد حسین پناهی
و رسالت من اين خواهد بود
تا دو استکان چاي داغ را
از ميان دويست جنگ خونين
به سلامت بگذرانم
تا در شبي باراني
آن ها را
با خداي خويش
چشم در چشم هم نوش کنيم!!!
یا حق
نمایشنامه : روک بوف نوشته : مهدی حاصل پور
برداشتی آزاد از رمان « بوف کور » اثر صادق هدایت
اپیزود (1)
( مرد پشت میزی نشسته است و می نویسد . تک نوری بر اوست . نوشتن که تمام می شود شروع به خواندن آن می کند . قسمت اول بوف کور را نوشته است و می خواند .
در گوشه ای دیگر زن روبروی آینه به آرایش خود مشغول است . آرایشش که تمام می شود به وسط صحنه می آید و از هر گوشه و کناری مردی وارد می شود و شروع به آرایش زن می کنند . با پایان یافتن خواندن مرد ، مردان اطراف زن حلقه می زنند و به تقدس او می پردازند . آرام آرام تقدس عبادت کنندگان به اوج می رسد و صحنه را به محل اجرایی آیینی تبدیل می کنند . )
غلت شكوه و شكوفه ، من و دكتر و مداد زردم
بر اساس شعري نمايشي از زنده ياد حسين پناهي
كاراكترها
مرد
شكوه
دكتر
شكوفه